اخبار عمومي
تازه ترين خبرها از موضوعات متنوع

اگر فرزند ما صحنه نامناسبي را از نظر پرخطر بودن در تلويزيون ديد و يا ما متوجه شديم كه در حال تقليد صحنه‌اي پرخطر است كار اشتباه اين است كه عمل تقليد شده يا مهارت او را كم جلوه بدهيم. مثلا بگوييم:« تو بلد نيستي اين‌ها را انجام بدهي، اين آدم‌ها مهارت خاصي دارند» يا « اين‌ها الكي است، توي تلويزيون اينطوري نشان مي‌دهند!»
به گزارش بهداشت نيوز به نقل از فارس، نعيمه موحد در حالي كه هنوز در رسانه‌هاي ايراني اعم از تلويزيون، سينما و… شرط سني براي تماشاي برنامه‌ها، به صورت كاربردي اعمال نمي‌شود؛ يكي از نگراني‌هاي والدين تقليد كودكان از برنامه‌ها يا كارهاي پرخطري است كه گاهي بدون هشدار از رسانه‌هاي مختلف پخش مي‌شود.

چند وقت پيش فوت كودكي كه از يكي از اجراهاي برنامه عصر جديد تقليد كرده بود به سرخط خبرهاي مهم تبديل شد. اين اتفاق مسبوق به سابقه بود و حتي در ديگر نقاط دنيا هم گاهي كودكان قرباني صحنه‌هاي نامناسبي كه از رسانه مي‌بينند و غفلت والدين‌شان از اين موضوع مي‌شوند.

به همين بهانه در گفت‌وگويي از فتانه ارجمند، روان‌شناس باليني كودك و نوجوان خواستيم ضمن تشريح ذهن كودك و نوجوان در هنگام تقليد از برنامه‌هاي پرخطر، براي والدين راهكارهايي در جهت حفاظت و آگاهي دادن از فرزندشان ارائه بدهد.

بچه‌ها از سن ۳ الي ۴سالگي وارد دوره بازي‌هاي نمادين مي‌شوند. ساده‌ترين مثال بازي‌ نمادين استفاده از يك چوب به عنوان اسب و چرخيدن دور خانه است. بچه‌ها به قدري در بازي نمادين احساس يكي شدن با شخصيت موردنظرشان پيدا مي‌كنند كه گاهي مايه تعجب بزرگسالان است. مثلا بچه‌اي كه دو دقيقه پيش در يك بازي تصميم گرفته كاكتوس باشد، اگر به او دست بزنيد به شما خواهد گفت: «مواظب باش تيغ توي دستت نره»

با «بازي نمادين» كودك همراهي كنيد
بازي نمادين براي كودك جايي بين خيال و واقعيت و جايي است كه به وسيله آن چيزي كه نيست و دوست دارد باشد را تمرين مي‌كند. كودك همچنين در بازي نمادين رشد پيدا مي‌كند، توانايي‌ها و ظرفيت‌هايش بروز پيدا مي‌كند، هيجاناتش تخليه مي‌شود و مهارت‌هايش به مرحله ظهور مي‌رسد.

والدين بايد به عنوان يك كار طبيعي اين بازي‌هاي نمادين را از فرزندشان بپذيرند و تا جايي كه خطري بچه را تهديد نمي‌كند با او همراهي كنند. مثلا اگر فرزند شما چندين بالش را روي هم چيده و به عنوان پريدن از صخره از روي بالش‌ها مي‌پرد؛ اگر ارتفاع براي او مشكلي ايجاد نمي‌كند به تخيل او بال و پر بدهيد و با او همراهي كنيد. بعضي از والدين در اين موقع مداخله منفي مي‌كنند. مثلا مي‌گويند: «بيا پايين بالش‌ها را خراب مي‌كني» يا «الان خودت را زخمي مي‌كني». والدين با اين كار در روند رشد كودك اختلال ايجاد مي‌كنند و اعتماد به نفس و جسارت را از او مي‌گيرند.

تخيل را به واقعيت متصل كنيد
اما واكنش مناسب والدين به بازي‌هاي نمادين بايد چگونه باشد؟ اولين اتفاقي كه بايد بيفتد اين است كه به هيچ وجه فضاي بازي كودك را با علم به اينكه ايمن هست، به هم نزنيم. در مرحله دوم بايد همراه كودك بشويم و تخيل او را با بال و پردادن جدي بگيريم. اما بدون اينكه اين مسئله را با كودك مطرح كنيم بايد حواسمان به مرز بين تخيل و واقعيت هم باشد.

اگر كودك شما گفت: «مي‌دانستي در اتاق من يك هيولا زندگي مي‌كند؟» واكنش اشتباه اين است از همان ابتدا سخنراني درباره وجود نداشتن هيولاها و توهم بودن اين ماجرا را شروع كنيم. بايد اول با بازي نمادين او همراهي كنيم. يعني با او به اتاقش برويم و دنبال هيولا بگرديم. اين كار را خيلي هم واقعي انجام بدهيم نه از روي بي حوصلگي. بعد از مدتي حالا بايد با كودك صحبت كنيم و بگوييم: «ما كه همه اتاقت را گشتيم ولي هيولا را پيدا نكرديم به نظرت هيولاها كجا زندگي مي‌كنند؟»

بعد كودك شما شروع به گفتن نظراتش مي‌كند و شما از اين طريق مي‌توانيد او را كم‌كم به سمت واقعيت و اينكه هيولاها وجود خارجي ندارند و فقط توي قصه‌ها هستند، ببريد. با اين روش هم بازي نمادين انجام داده‌ايد و شرايط رشد تخيل كودك را فراهم كرده‌ايد و هم كودك را در حد سن خودش به واقعيت متصل كرده‌ايد.

بي‌پروايي در خطر كردن، يك زنگ هشدار است
گفتيم كه بايد مرز بين واقعيت و تخيل و براي بچه تبيين بشود. يعني اگر بازي نمادين او براي خودش يا بچه ديگر در خانه يا هر شخص ديگري ضرر دارد بايد بازي را متوقف كنيم و مطمئن بشويم كه بازي بدون خطر ادامه پيدا مي‌كند.

اما از آن طرف والدين بايد حواسشان باشد كه فرزندشان چقدر در خطر كردن بي پروا يا محتاط است. حدي از بي‌پروايي در سنين كودكي طبيعي است و والدين هم با تذكر و فراهم كردن شرايط مناسب مي‌توانند خطر را رفع كنند. اما گاهي بعضي از كودكان به صورت افراطي بي‌پروايي مي‌كنند و اين كاملا از سمت بزرگترها قابل تشخيص است.

درباره حادثه غم‌انگيزي كه چند وقت پيش براي كودكي كه از برنامه «عصر جديد» تقليد كرده بود اتفاق افتاد، پدر كودك فوت شده در مصاحبه‌اش مي‌گويد كه فرزند من عادت به انجام كارهاي پرخطر داشت.

بچه‌ها زماني كه كار پرخطر انجام مي‌دهند حواسشان به بازخورد گرفتن از ما هست. يعني گاهي اوقات كاري را از روي قصد انجام مي‌دهند تا ببينند واكنش والدينشان چيست. اگر كودكي كار پرخطر انجام مي‌دهد اما به خيال اينكه كودك است و متوجه نيست، بازخورد هشدارآميز و توجيهي از والدينش نمي‌گيرد نه تنها به كار پرخطر ادامه مي‌دهد بلكه ممكن است مثل كودكي كه صحبت او شد، به كاري بسيار پرخطرتر و جبران‌ناپذير دست بزند.

بعضي از والدين هستند كه عقيده دارند كودكشان هرچه رفتار پرخطرتر داشته باشد باهوش‌تر است و به اصطلاح مغزش بيشتر كار مي‌كند. درحالي كه رفتار پرخطر خارج از عرف كودكانه خيلي از اوقات نشان‎دهنده اختلالات رفتاري در كودك است. در شرايط رفتار پرخطر از طرف كودك بايد از يك متخصص روان‌شناس مشاوره گرفت چون ممكن است كودك به بيماري‌هايي مثل بيش‌فعالي يا ساير اختلالات رفتاري مبتلا باشد.

نوجوان قهرمان زندگي خودش هست
در دوره نوجواني بچه‌ها قهرمان زندگي خودشان مي‌شوند. يعني تصور مي‌كنند كه دنيا بر محور آن‌ها مي‌چرخد و آن‌ها قهرمان قصه‌هاي زندگي‌شان هستند. اناينكه به چه مدل قهرماني تبديل بشوند بستگي به چيزي دارد كه از كودكي به دست آورده‌اند. يعني نوجوان ما ممكن است به يك قهرمان افسرده يا يك قهرمان پرانرژي و پراميد تبديل بشود.

در اين سن كه كودك به شدت قهرمان‌محور مي‌شود و تصور مي‌كند توانايي انجام هركاري را دارد؛ اگر مرز بين تخيل و واقعيت براي او روشن نشده باشد به شدت در تخيل فرو مي‌رود و امكان سرزدن كار پرخطر از او بيشتر مي‌شود. اين موضوع حتي از بعد منفي هم براي نوجوان صادق است. يعني اگر نوجواني حس منفي نسبت به خودش داشته باشد در ذهنش پذيرفته كه آدم خوب يا موفقي نيست و بقيه هم درباره‌اش همين فكر را مي‌كنند.

به فرزندتان آگاهي بدهيد
اما اگر فرزند ما صحنه نامناسبي را از نظر پرخطر بودن در تلويزيون ديد و يا ما متوجه شديم كه در حال تقليد صحنه‌اي پرخطر است كار اشتباه اين است كه عمل تقليد شده يا مهارت او را كم جلوه بدهيم. مثلا بگوييم: « تو بلد نيستي اين‌ها را انجام بدهي، اين آدم‌ها مهارت خاصي دارند» يا « اين‌ها الكي است، توي تلويزيون اينطوري نشان مي‌دهند!»

اين حرف‌ها كنجكاوي كودك و نوجوان و يا ميل به انجام كار پرخطر را در او از بين نمي‌برد. كار صحيح اين است كه با فرزند خود همراه بشويم. يعني درباره كاري كه در تلويزيون تماشا كرده به اطلاعات بدهيم. مثلا تصور كنيد فرزند شما چند «پاركوركار» را در تلويزوين ديده و شما متوجه شده‌ايد كه دوست دارد حركات آن‌ها تقليد كند. اين‌جا بهتر است اول از همه از طريق اينترنت يا هر منبع ديگري اطلاعات مناسبي درباره «پاركور» در اختيارش بگذاريد. اينكه ورزشي است كه نياز به مربي و تمرين دارد و به عنوان مثال اگر بدون مهارت اقدام به انجام اين كار كنيد ممكن است فلان مشكل بدني برايتان پيش بيايد. حتي اگر علاقه فرزند شما شديدتر بود او را به كلاس‌هاي پاركور ببريد تا از مرحله تقليد يا مرحله انجام درست كار برسد. شايد هم فرزند شما بعد از آگاهي يا ديدن ورزش مذكور از نزديك علاقه‌اش به آن را از دست بدهد اما در صورت پرداختن يا نپرداختن به آن كار نسبت به خطرات، مزايا و معايب آن عمل آگاهي پيدا كرده است.

امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۹:۰۴:۲۵ ] [ وبلاگ نويس ] [ نظرات (0) ]
[ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب